السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : اسماعيلى )

226

بايدها و نبايدها در رفتار و كردار قضات ( فارسى )

من بخاطر ارتكاب اين گناه از تو مىخواهم كه براى من طلب عفو و بخشش كنى . آن زن به او گفت : خدا تو را نبخشد . سپس آن زن رو به شوهر خود كرده و به او گفت : من همسر تو هستم . و آنچه را كه شنيدى داستان زندگى من بود . ديگر نيازى به مردان ندارم . از تو مىخواهم كه اين كشتى و كالاهاى آن را از من بگيرى و در مقابل مرا رها ساخته و طلاق دهى . تا در اين جزيره به عبادت خداوند بپردازم . زيرا تو اينك مشاهده نمودى كه من از دست مردان چه كشيده‌ام . شوهر او نيز اين شرط را قبول نموده و پس از تحويل گرفتن آن كشتى و كالاهاى آن . زن را طلاق داده و او را به حال خود رها نمود . سپس پادشاه بهمراه افرادى كه با او بودند به محل سكونت خود برگشتند « 1 » .

--> ( 1 ) - ( به كتاب همسران رحمت شده و همسران نفرين شده ص 273 مراجعه گردد ) .